سلام سلام سلام
من دوباره اومدم می خوام وبلاگم و ببرم تو یه حال و هوای دیگه آخه تفلک خیلی غصه داره وبلاگمو میگم
از این به بعد می خوام یکم وبلاگمو متنوع ترکنم امیدوارم خوشتون بیاد آخه خیلی یک نواخته شده خودم حوصلم سر رفته ازش از همین پستم شروع می کنم امیدوارم بتونم خنده رو لبهاتون بیارم.
**********
**
ارتباط برخی ترانه ها با مباحث شرعی:
خوشگلا باید برقصن...امر به معروف
ای قشنگتر از پریا – تنها تو کوچه نریا...نهی از منکر
ای خانم کجا کجا؟ ...صیغه فضولی
دلم فقط تو رو می خواد...تارک الدنیا
یه ماچ داد و دمش گرم ...اکرام ایتام
نمره بیست کلاسو نمی خوام ...ایثار
**********
**
خنده دار تر از خنده:
هواپيمايي درحال سقوط بود و يک چتر نجات کم بود، بنابر اين يک نفر بايد فداکاري مي کرد. زين الدين زيدان
يک چتر بر داشت و گفت:« من بهترين فوتباليست جهان هستم و بايد نجات پيدا کنم » اين را گفت و پريد.
جکی چان هم يک چتر ديگر بر داشت و گفت:« من محبوب ترين هنرپيشه جهان هستم و بايد نجات پيداکنم.» اين را گفت و پريد.
ترکه هم يک چتر بر داشت و گفت:« من باهوش ترين موجود دنيا هستم و بايد نجات پيدا کنم.» اين را گفت و پريد.
فقط دو نفر در هواپيما مانده بودند. يک پسر بچه نه ساله و یک پیرمرد. پیرمرد گفت:« فرزندم. من عمر خودم
را کرده ام و آينده پيش روي تو است. بيا اين چتر را بردار و خودت را نجات بده.»
پسر بچه گفت:« احتياجي نيست. اون آقاهه که مي گفت باهوش ترين موجود دنياست، با کوله پشتي مدرسه من پريد بيرون.»
**********
**
حادثه تر از حادثه:
مدير تيمارستان گزارش دادند شب پيش يكي از بيماران قصد خودكشي در وان حموم را داشته ولي خوشبختانه يك بيمار
ترک نجاتش داده. پزشك تيمارستان پس از مطالعه پرونده ترکه صداش كرد و گفت: وقتش رسيده كه تورو آزاد كنم اين
اقدام بزرگ تو نشون ميده حالت خوب شده. البته متاسفم... اون بيمار بالاخره اين كارو كرد. اين بار خودشو تو بالكن
اتاقش حلق آويز كرده. ترکه می گه: نه اون خودكشي نكرده، چون خيس بود من آويزونش كردم خشك بشه!
**********
**
یه کوچولو خنده:
ترکه زنشو میبره سونو گرافی
بهش میگن :بچت پسره
میگه تو رو قرآن اسمش چیه؟؟!
جالب اما خواندنی:
دهقان فداکار پیر شد,
چوپان دروغگو عزیز شده,
شنگول و منگول گرگ شدن,
کوکب حوصله مهمون رو نداره,
اکبر تصمیم گرفته دماغش رو عمل کنه,
روباه و کلاغ دستشون تو یه کاسه اس,
حسنک گوسفندانش رو ول کرده تو یه شرکت آبدارچی شده,
آرش کمانگیر معتاد شده,
شیرین فرهاد رو پیچونده با دوست پسرش رفته اسکی,
رستم اسبش رو فروخته یه موتور خریده با اسفنیار میرن کیف قاپی,
واقعا چه بر سر ایران و ایرانی آمده؟!
**********
**
:Sms
سرکاری
گاهي وقتا اينقدر حواست به خودته و در آرزو هاي خودت غرق مي شي كه يادت ميره يه نفر منتظرته تا
.
.
.
.
.
ازدستشوي بياي بيرون
تق تق تق
كيه ؟
من گداي دوره گردم ، اومدم دورت بگردم !
حافظ و دختر لر: گفتم غم تو دارم / گفتا سي چه برارم / گفتم كه ما ه من شو / گفتا بوات درارم / گفتم ز مهر
ورزان رسم وفا بياموز / گفتا بالنك كاله چشيات درميارم
دانشجو : موجودی است نحیف ، بی پول و عصبی شبیه انسان كه از تخم مرغ و گوجه تغذیه میكند و دشمنیه عجیبی با كتاب دارد . . . !
بي تو هرگز نمي تونم زندگي كنم . . . پس بيا با هم گور به گور بشيم
در زندگي بارون نباش كه فكر كنند با منت خودتو به شيشه مي كوبي ، ابر باش تا منتظرت باشن كه بباري
میدونی حریص ترین جانور چیه؟ مگسه - و قانع ترین كدومه؟ عنكبوته - و جالبه كه بدونی حریص ترین موجود همیشه خوراك قانع تریم میشه . . .
به یكی میگن با آجر جمله بساز ، میگه مگه من خرم ، با آجر خونه میسازم...
خوب واسه امروز بسه.
**********
**
حرف آخر:
هرگز براي عاشق شدن به دنبال باران و بهار و بابونه نباش گاهی در انتهای خارها ی یک کاکتوس
به غنچه اي ميرسي كه ماه را بر لبانت مي نشاند
+
نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 17:55 توسط لیلا
|

سلام به دوستای گلم که به یاد من هستن و پیشم می یان می خواستم خوشحالتون کنم و بگم که تا 2 ماه از دست من راحتید آخه میخوام 1 کم زیادتر به درسام برسم شاید بتونم این طوری محبتای خانوادم رو جبران کنم پس مجبورم از پیشتون برم 1 مدت کوچولو بعد خرداد می یام .خوب دیگه همشو گفتم من که رفتم ولی بر میگردم تموم خاطراتمون اشکای چشمای منه دیگه باید خواب ببینم دستات تو دستای منه اما بدون با عکس تو این روزا رو سر میکنم خیلی بدی کردی به من محال من ولت کنم کدوم گلایمو بگم یه عمره از تو دلخورم تو فکر هیچی رو نکن من غصه هاتو می خورم بازم خدا دل منو برای اون نشونی کرد تو هم برو مثل همه تنهام بزارو بر نگرد اما هنوز من چشم به در نیستی بی تو من در به در نیستی ببینی که بی تو تنهام تودست گرمت تو اوج سرمام فکر نمیکردم روز جدایی به دیدن من تنها نیایی ساده ی عشقمو بهش فروختم وقتی دیدمش بدجوری سوختم دستات تو دستش نگام میکردی کاشکی میرفتی حیا نکردی خیلی دلم گرفت ازت دیگه سراغمو نگیر فقط یه عکس ازت دارم بیا اینم ازم بگیر یه روز میفهمی قدرمو اما نمی دونی کجام بمیرم واسه غربتم محال اینورا بیام یه عمره بغض تو گلوم یه آه سرد تو صدام مهمون نوازی این نبود خاک خودم دارم می یام من که دیگه دارم میرم نگی رفتو حرفی نزد خدانگهدارت باشه گرچه دلم رنجید ازت یادت بیاد حرفای منو غمهای تو و اشکای منو آخه برات من چی کار نکردم زجرم میدادی دعات میکردم چشات همه غصه هاتو خورده تو فکر میکرد برات میمرد ه یادت میاد من همونی هستم که شبها تا صبح بیدار میشستم دستات تو دستش نگام میکردی کاشکی میرفتی حیا نکردی 
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:21 توسط لیلا
|

من عاشق این آهنگ رضا صادقیم چون حرف دلمه امیدوارم خوشتون بیاد دل من حالش خوشه اصلا بلد نیست بگیره ولی خیلی تنگ میشه گاهی می ترسم بمیره اما بازم به خودش می یاد و سو سو می زنه باز حیات خلوت سینمو جارو میزنه میگمش تا کی میخوای عاشق بشی و بشکنی به روی خودش نمی یاره می پرسه با منی با کیم با توی عاشق پیشه ی سر به هوا با توی دیوونه ی دربه در بی سر و پا با تو که هرچی دارم میکشم از دست تو با تو که هر جا میرم مسیر دربست تو کی میخوای دست از سر آبروی من بر داری کی میخوای عقلی که دزدیدی سر جاش بزاری کی میخوای بزرگ بشی سنگین بشینی سر جات سر به راه بشی دنیا رو نذاری زیر پات دل من حالش خوشه اصلا بلد نیست بگیره ولی خیلی تنگ میشه گاهی می ترسم بمیره
برات
تنگ
شده
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 20:26 توسط لیلا
|

![]()
![]()
تولدم مبارک یو هو ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به این میگن زندگی

![]()
اینم یه تولد یه نفره ![]()
![]()
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 10:20 توسط لیلا
|


نه میخوام غم نه میخوام گریه کنم برای تو
این ازم بر نمی یاد که اب بشم به پای تو
تو کتم نمیره که دوباره خام تو بشم
واسه من طعمه نکن دوباره رام تو بشم
بارو بندیل و ببند اینجا دیگه جای تو نیست
تو ترانه های من جایی واسه حرفای تو نیست
نه واسه من گریه نکن به درد من نمی خوره
تو گوشم قصه نگو گوشم از این حرفا پره

+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 14:40 توسط لیلا
|


یک نفر ...
یک جایی ...
تمام رویاهاش لبخند توست
احساس میکنه که زندگی واقعا با ارزشه ...
پس هر وقت احساس تنهایی کردی
این حقیقت رو به یاد داشته باش که
یک نفر ...
یک جایی ...
در حال فکر کردن به توست.
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 19:30 توسط لیلا
|

ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي كرد بهت چي گفت ؟جايي كه ميري مردمي داره كه مي شكننت نكنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . توكوله بارت عشق ميزارم كه بگذري، قلب ميزارم كه جا بدي، اشك ميدم كه همراهيت كنه، ومرگ كه بدوني برميگردي پيشم اینم خدای منه دلتون بخواد راستی بچه ها بابام خیلی حالش بهتر شده ممنونم ازتون با قلبای مهربونتون که براش دعا کردید محمد و عسل جون براتون خیلی دعا کردم ایشالا خوشبخت بشید باهم عزیزای من 
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 17:44 توسط لیلا
|

سلام بچه ها فقط اومدم 1 خواهشی ازتون بکنم تو رو خدا برای بابام دعا کنید بابام حالش خیلی بده رفته تو ccu خواهش می کنم تو رو خدا براش دعا کنید
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 17:30 توسط لیلا
|

گفت: آنجا چشمه خورشیدهاست آسمان روشن تر از نور صفاست موج اقیانوس جوشان فضاست. باز من گفتم که : بالاتر کجاست؟ گفت: بالاتر جهانی دیگر است عالمی کز عالم خاکی جداست پهن دشتِ آسمان بی انتهاست؛ باز من گفتم که: بالاتر کجاست؟ گفت بالاتر از آنجا راه نیست زانکه آنجا بارگاه کبریاست آخرین معراج ما، عرش خداست باز من گفتم که بالاتر کجاست؟ لحظه ای دردیدگانم خیره شد، گفت: این اندیشه ای بس نارساست گفتمش: از دیده شاعر نگر تا نپنداری که فکر من، خطاست دورتر از چشمه خورشیدها برتر از این عالم بی انتها باز هم بالاتر از عرش خدا من رو هم تو این روزا خیلی دعا کنید
![]()
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 17:56 توسط لیلا
|


+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 19:8 توسط لیلا
|
